![]() |
![]() |
|
| Alborz Mountaineering Group |
|
یا فتاح دو یا شاید هم سه ماه از برنامههای گروه البرز دور بودیم . همه دور بودیم . گروهی که کمکم داشت فراموش میشد . اما دوباره جوانه زد . جوانهای که در همان بار اول بیش از 20 گلبرگ به همراه داشت . آری دوباره گروه البرز به پا خاست و از شکست قبلی تجربهای گران بدست آورد و میخواهد بار دیگر جزء بهترین گروههای کوهنوردی استان قم باشد . استانی که نیاز شدید به تربیت کوهنورد دارد. برنامه با تأخیری که تا بحال سابقه نداشت ، آغاز شد . علت اصلی تأخیر ، کملطفی دوستان و برنامهریزی بود . تقریباً اکثر افراد ، ناآشنا بودند ؛ هم با کوهــــنوردی و هم با همــنوردان . عملاً به نظرم برنامه حالت گلگشت گرفت . همنوردان با یک دستگاه ون و یک دستگاه مینیبوس جابجا میشدند . سرپرست برنامه ، آقای حبیبنیا بود . همگی موقع رفتن آرام و ساکت بودند . انگار از این که سکوت را بشکنند ، خجالت میکشیدند . فقط یکبار بنده به هنگام عبور ماشین از روی یک سرعتگیر صدایی از حنجرهام بیرون آمد که سکوت را اندکی دستخوش تغییر قرار داد . دانههای باران روی شیشهی مینیباس ظاهر شد !! هوا کاملاً ابری بود . گاهی باران شدت میگرفت و گاهی قطع میشد . همه را نگران نموده بود ؛ ولی من خوشحال بودم . در دل دعا میکردم اصلاً قطع نشود !! اما به محض رسیدن به روستا و پیاده شدن از ماشینها باران بند آمد . چه دل بیآلایشی داشتم !! حدود نیم ساعت وقت برای گلاب گیری و گلاب به روتون( !! ) صرف شد . حدود ساعت 7:30 دقیقه ، سرپرست برنامهمعرفی را آغاز نمود و ضمن آن نکاتی را گوشزد نمود . جلودار ، آقای باقری و عقبدار بنده انتخاب شدند . حرکت گروه آغاز شد . از همان بدو حرکت ، آنهایی که دوربین همراه خود آورده بودند از : در ، دیوار ، گل ، درخت ، سوسک ، زنبور ، دره ، کوه ، دریا ، کشتی ، فضاپیما ، اورانوس ، تریلی 18 چرخ ، عراق ، 11 سپتامبر ، انتخابات ، گاج ، دانشگاه oxford و ... عکس میگرفتند !! کمی بر روی جادهی خاکی کنار دره حرکت نمودیم و سپس به بستر رودخانه و داخل دره تغییر مسیر دادیم . مسیر دسترسی منطقه به این صورت است : از جادهی گازران به سه راهی ساوه میرسیم . از آنجا به سمت چپ و پس از طی حدود 20 کیلومتر به جادهای در طرف راست پیچیده و به سمت منطقهی کهندان و روستاهای آن پیش میرویم . انتهای این جاده به روستای نویس میرسد . درهی نویس تا روستای ونان و زیر قلهی وتوس ادامه دارد . درهای پردرخت که اگر از نظر عرضی گسترده بود بسان جنگلهای انبوه شمال کشور مینمود . همه محو زیبایی منطقه بودند . کمکم همنوردان بیشتر با هم آشنا میشدند و هم صحبتی برای خود برمیگزیدند . این همصحبتیها ، پدر بنده را تا آخر برنامه جلوی چشمانم آورد !! عکاسان همچنان مشغول بودند . پس از حدود نیم ساعت در مکانی مسطح ، در کنار رودخانه و زیر درختان انبوه گردو مشغول صرف صبحانه شدیم . از همهی سفرهها لقمهای به دستم رسید و دیگر نیازی در استفاده از صبحانهی خودم ندیدم و آن را اصلاً بیرون نیاوردم . البته به نظر حقیر خیلی از همنوردان به علت خوردت بیش از حد گردو ، تا چند هفته نیازی به انرژی نداشتند !! حالا گنجایش معدههاشان به کنار ، فکشان چه فشاری برای جویدن گردوها تحمل نموده بود !! پس از چندی دوباره به حرکت ادامه دادیم . در مکانی از مسیر ، اندکی آب جوی عمیقتر شده بود . شاید حدود نیم متر به مساحت 4 متر مربع . آقای باقری بنده را صدا نمودند و فرمودند که اگر در این آب شیرجه بزنم یک عدد گردو به عنوان هدیه تقدیم میکنند . من هم که در آن قحطی ( !! ) ، کردو را مانند یه گاوصندوق پر از پول میدیدم ، به سرعت درون آب شیرجه زدم . جلودار کاملاً حواسش به همنوردان بود که خدای ناکرده دچار خستگی فکری و روزمرهگی نشوند ؛ به همین علت ، با تدبیری جالب 10 دقیقه در انبوه درختان حرکت مینمود و 10دقیقه به سمت راست و بالای دره تغییر مسیر میداد تا همنوردان به جادهی خاکی بیاییند و خدای ناکرده مسیر برایشان تکراری نشود . به قولی شیر آب سرد و گرم را با هم باز نموده بودند !! خلاصه بگم : بعد از حدود 2 ساعت درهنوردی ، از درختان انبوه خسته شدیم و برای همیشه به داخل جاده رفتیم و تا روستای ونان جادهنوردی نمودیم ، تا بدین صورت مسئلهی کمبود جادهنوردی در برنامههای گروه حل شود !! حدود ساعت 13:00 به روستای ونان رسیدیم ، البته از مسیر ماشینرو !! روستای زیبایی بود . رنگهای متنوع پاییزی چهرهی روستا را دستخوش تغییر نموده بود . سبز ، زرد ، قرمز ، نارنجی ، ارغوانی ، سرخابی ، گلبهی ، صورتی چرک ، آبی ، یاسی ، پستهای مایل به بنفش و ... !! همهی این رنگها بود . باور کنید !! دروغم چیه ؟!! کمی از روستا فاصله گرفتیم به سمت راست و به طرف درهای که به یال منتهی به قله میرسید ، حرکت نمودیم . ابتدای دره کمی استراحت نمودیم و از خیرات و نذورات همنوردان مستفیض شدیم . حدود نیم ساعت کوهپیمایی نمودیم و بالاخره به آخرین درختان رسیدیم . سرپرست دستور صرف ناهار را صادر نمود . همه مشغول آمادهنمودن ناهار شدند . انواع و اقسام غذاها و خوردنیها . باور کنید میزان تنوع غذاها از منوی رستوران برج سفید تهران بیشتر بود !! مشغول خوردن شدیم . همه از غذاهای یکدیگر به قدر کفایت چشیدند . کمی بعد از ناهار ، نمازمان را نیز اقامه نمودند . کمی بعدتر ، همه را برای اجرای پانتومیم آماده نمودیم و پس از گروهبندی و یارکشی برنامه را شروع نمودیم . فقط از شما خوانندهی محترم یک سوال دارم : نقشِ زیتونپرورده چه ربطی به انتفاضهی مردم فلسطین و رقص عربی دارد ؟!! باران نمنمک شروع شد . زمانیکه داشت شدت میگرفت ، سرپرست دستور بازگشت را به سمت جاده را صادر نمود . کمی که منتظر ایستادیم ، ابتدا مینیباس و سپس ون به سراغمان آمد . سوار شدیم و پس از لختی ، حرکت نمودیم . در راه همه صمیمی شده بودند و دیگر نیازی به پا درمیانی بنده نبود . سرم را پایین گرفتم و آرام چشمانم را بستم و وانمود کردم که به خوابی بس عمیق فرو رفتم . خندههای همنوردان شادم مینمود . از اینکه همیشه در گروه البرز شادی برپاست خوشحال میشدم ؛ حتی اگر 3 ماه از آخرین خنده گذشته باشد . کمی بعد جلسهی نقد و پیشنهاد برگزار شد . مهمترین نقد به سرپرست ، انتخاب آقای نادعلینسب به عنوان سرپرست بود که توسط یکی از همنوردان مطرح شد . پیشنهادشان نیز برای حل این معضل ، استفاده از ایشان به عنوان وسطدار اعلام شد !! « در همینجا از لطف بی حد و حصر اعضای محترم نسبت به این حقیر کمترین ، بیشترین تشکر و قدردانی را دارم . » حدود ساعت 18:30 دقیقه وارد شهر مقدس قم شدیم . کاش میدان مطهری ، سالاریه بود . اگر من شهردار قم بودم ، نام « میدان شهید مطهری » را به « فلکه میثم » تغییر میدادم تا از این به بعد مینیباسمان مرا سالاریه پیاده کند !!!!!!!!! راستی داشت یادم میرفت : یکی از همنوردان التماس دعا گفته بود و فرموده بود که از ایشان به عنوان انسانی باهوش یاد کنم . خُب من هم یاد میکنم : « این انسان ( ؟!! ) خیلی باهوش است . » |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 11:16 قبل از ظهر توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
گروه کوهنوردی البرز قم در سال 1387 با هدف ترویج و اشاعه فرهنگ طبیعت دوستی و توسعه کوهنوردی در استان قم تشکیل شد. سعی داریم تا با تلاش روزافزون این گروه را به یکی از بهترین و حرفه ای ترین گروه ها تبدیل نمائیم. اجرای مستمر برنامه های متنوع در سطوح متفاوت بیانگر این مطلب می باشد. امیدواریم با دریافت نظرات و پیشنهادات سازنده اعضاء و مخاطبین محترم، راه پیشرفت را به سرعت پیموده، و نقاط ضعف را شناسائی و برطرف سازیم.
جهت ارسال نظرات و یا تماس آدرس ایمیل و شماره همراه درج گردیده است. Alborz.Qom@gmail.com شماره اختصاصی گروه البرز: 09371079005 |
| نویسندگان |
|
گروه کوهنوردی البرز گروه کوهنوردی البرز |
|
RSS
|